در سال 2E 882، داگوت اور و پیروان نزدیکش، یعنی خونآشامهای خاکستری، پس از قرنها خواب در زیر کوه سرخ بیدار شدند. این بیداری آغاز مرحلهای تازه در تاریخ موروویند بود و در سالهای پس از آن، داگوت اور بهتدریج قدرت خود را دوباره به دست آورد و نفوذش را در وَردِنفِل گسترش داد. یکی از مهمترین پیامدهای بازگشت او، پدیدهای بود که بعدها به بلایت خاکستر یا به اختصار بلایت معروف شد.
در این مقاله میخوانیم:
نمایش بیشتر نمایش کمتر

بلایت نوعی پدیده جوی و آتشفشانی بود که از منطقه کوه سرخ سرچشمه میگرفت. با این حال، این خاکستر صرفاً خاکستر معمول آتشفشانی نبود؛ نیرویی جادویی و فاسد در آن وجود داشت که میتوانست موجودات زنده را بیمار کند و بدن و ذهن آنها را دگرگون سازد. مردم بیشتر از طریق طوفانهای بلایت در معرض آن قرار میگرفتند. این طوفانها تودههای عظیمی از خاکستر و گردوغبار قرمز را در سرزمین پخش میکردند و به همین دلیل، طوفانها ظاهری سرخ و خونین داشتند.
در سالهای پس از بیداری داگوت اور، بلایت بهتدریج گسترش پیدا کرد و تهدید آن برای موروویند جدیتر شد. داگوت اور در همین دوران شروع به بازسازی قدرت خود کرد، پیروانش را از طریق رویاها جذب کرد و نیروهای خانه ششم را تشکیل داد. او همچنین تلاش کرد بیماری کورپروس و بلایت را از محدوده کوه سرخ به مناطق بیشتری از وَردِنفِل منتقل کند.
تریبونها نیز در واکنش به بازگشت داگوت اور، طی قرنهای بعد بارها به کوه سرخ حمله کردند. این نبردها برای مدت بسیار طولانی ادامه داشتند. گاهی نیروهای تریبون موفق میشدند داگوت اور یا موجودات وابسته به او را شکست دهند، اما به دلیل ارتباط آنها با قلب لورخان، نابودی آنها دائمی نبود و دوباره بازمیگشتند. سرانجام تریبونها دریافتند که نمیتوانند تهدید داگوت اور را صرفاً با نیروی نظامی از بین ببرند و برای مهار آن، حصار ارواح را در اطراف منطقه کوه سرخ ایجاد کردند. تاریخ دقیق ساخت این حصار بهطور قطعی مشخص نیست، اما مشخص است که تا اواخر این درگیری طولانی وجود داشت و برای محصور کردن داگوت اور و نیروهای آلودهاش به کار میرفت.
حصار ارواح دیواری عظیم جادویی بود که منطقه اطراف کوه سرخ را محصور میکرد تا نیروهای داگوت اور و موجودات آلوده به بلایت نتوانند بهراحتی از آن خارج شوند. با این حال، حصار کاملاً نفوذناپذیر نبود و برخی موجودات موفق میشدند از آن عبور کنند. به همین دلیل، شهرکهایی مانند مار گان و مولگ مار که در نزدیکی این منطقه قرار داشتند، نیروهای دفاعی و داوطلبانی برای مقابله با موجودات نفوذکرده و محافظت از زائران در اختیار داشتند.
بلایت ارتباط عجیبی با مفاهیمی مانند زندگی، قدرت و جاودانگی داشت. بر اساس گفتههای ویوک و برخی منابع دیگر، دِوِمرها در گذشته از خاکستر کوه سرخ و نیروی مرتبط با بلایت استفاده کرده بودند تا به نوعی جاودانگی دست پیدا کنند. بلایت و کورپروس همچنین در پیدایش برخی موجودات جهشیافته و غیرطبیعی، از جمله موجودات خاکستری، نقش داشتند.

با گذشت قرنها، تهدید بلایت شدیدتر شد. تا حدود 3E 400، طوفانهای بلایت بیشتر و گستردهتر شده بودند و بیماری روح در مناطق نزدیک کوه سرخ گسترش پیدا کرده بود. سرزمینهای تحت کنترل خانه رِدوران بهویژه در معرض این تهدید قرار داشتند. نیروهای داوطلب در مار گان و مولگ مار وظیفه داشتند با موجوداتی که از حصار ارواح عبور میکردند مقابله کنند و از زائرانی که به مناطق مقدس میرفتند محافظت کنند.
اما اوج واقعی بحران در 3E 427 فرا رسید؛ همان سالی که رویدادهای اصلی The Elder Scrolls III: Morrowind اتفاق افتاد و نریوارین سرانجام وارد موروویند شد. در این زمان، طوفانهای بلایت بهشدت افزایش یافته بودند و بیماریهای ناشی از آن در وَردِنفِل به یک بحران جدی تبدیل شده بودند. به همین دلیل، این دوره را میتوان اوج بحران بلایت دانست.
با افزایش شمار مبتلایان، نگرانی از انتقال بیماری به سرزمین اصلی موروویند شدت گرفت. کشتیهایی که از وَردِنفِل میآمدند گاهی اجازه ورود به بنادر سرزمین اصلی را پیدا نمیکردند و رفتوآمد میان جزیره و مورنهولد محدود شد. وَردِنفِل عملاً در وضعیت انزوا قرار گرفت.
در همین دوران، موجوداتی جهشیافته و بیمار که به مردان کورپروس معروف بودند از دامنههای کوه سرخ پایین میآمدند. آنها در پی طوفانهای بلایت ظاهر میشدند و بیماری و مرگ را با خود به مناطق مسکونی میآوردند. انسانها و حیواناتی که تحت تاثیر بلایت قرار گرفته بودند نیز ممکن بود دچار تغییرات شدید جسمی و روانی شوند و در اشلندز سرگردان بمانند. در نتیجه، سفر در مناطق آلوده بسیار خطرناک شده بود.
بیماریهای بلایت
بیماریهای ناشی از بلایت با بیماریهای معمولی تفاوت داشتند و در برابر درمانهای عادی گیاهی و جادویی مقاومت بیشتری نشان میدادند. این بیماریها را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: بیماریهایی که باعث تحلیل رفتن و از کار افتادن یک یا چند دستگاه بدن میشدند و بیماریهایی که باعث رشدهای غیرطبیعی و تغییر ساختار بدن میشدند. مهمترین نمونه گروه دوم کورپروس بود.کورپروس میتوانست بدن قربانی را بهشکلی غیرطبیعی تغییر دهد و در مراحل شدید، فرد مبتلا را به موجودی جهشیافته، خشمگین و خطرناک تبدیل کند. این موجودات دیگر رفتار طبیعی خود را نداشتند و ممکن بود به مردم اطراف خود حمله کنند.

بلایت از طریق طوفانهای آلوده منتقل میشد و تماس با موجودات آلوده نیز میتوانست بیماری را منتقل کند. به همین دلیل، ساکنان مناطق در معرض خطر تلاش میکردند از طوفانها دور بمانند و هنگام سفر در مناطق آلوده از لباسها و تجهیزات محافظ استفاده کنند. با وجود خطرناک بودن این بیماریها، درمان برخی از آنها با معجونها و طلسمهای مخصوص امکانپذیر بود.بلایت علاوه بر جسم، ذهن را نیز تحت تاثیر قرار میداد. بیماری روح ارتباط نزدیکی با بلایت داشت و در دوره اوج بحران در 3E 427 بهشدت گسترش یافت. کسانی که در مناطقی مانند اشلندز زندگی میکردند، اغلب دچار کابوسهای شدید و اختلال خواب میشدند.
یکی از اشلندرها این پدیده را به این شکل توصیف میکرد که شَرمت، یعنی داگوت اور، خوابهای بد خود را درون خاکستر میفرستد. مردم مناطق آلوده شبها کابوس میدیدند و نمیتوانستند بهدرستی استراحت کنند. نکته عجیب این بود که بسیاری از افرادی که از مناطق آلوده به مناطقی میرفتند که طوفانهای بلایت هنوز به آنجا نرسیده بودند، متوجه میشدند که علائم بیماری روح و کابوسهایشان کاهش یافته یا کاملاً از بین رفته است.
هدف داگوت اور از گسترش بلایت
بلایت برای داگوت اور صرفاً ابزاری جهت کشتن مردم یا ایجاد هیولا نبود. او قصد داشت از این پدیده برای گسترش نفوذ و قدرت الهی خود استفاده کند. هدف او این بود که قدرتش را از طریق بادهای آلوده بلایت در سراسر وَردِنفِل پخش کند و در نهایت روح و ذهن مردم را تحت تاثیر قرار دهد.
داگوت اور میخواست این نفوذ ابتدا سراسر وَردِنفِل، سپس سرزمین اصلی موروویند و در نهایت دیگر بخشهای تمریل را دربر بگیرد. به این ترتیب، بلایت بخشی از نقشه بزرگتر او برای ایجاد نظمی جدید و قرار دادن مردم تحت سلطه خود بود.
این برنامه با پروژه عظیم دیگری نیز ارتباط داشت: آکولاکان، یک نومیدیوم جدید که داگوت اور قصد داشت با استفاده از قدرت قلب لورخان آن را فعال کند. بنابراین بلایت، کورپروس، خانه ششم و آکولاکان بخشهایی از یک برنامه گستردهتر بودند که هدف نهایی آن افزایش قدرت داگوت اور و تبدیل او به یک موجود در جایگاه خدایی بود.
در 3E 427، نریوارین سرانجام به کوه سرخ رسید و با داگوت اور روبهرو شد. با نابودی قلب لورخان، منبع اصلی قدرت داگوت اور از بین رفت و خود او نیز شکست خورد. با مرگ داگوت اور، گسترش فعال بلایت متوقف شد و طوفانهای بلایت دیگر مانند گذشته ادامه پیدا نکردند.
با این حال، شکست داگوت اور به معنای نابودی فوری تمام آثار بلایت نبود. بسیاری از موجودات آلوده همچنان زنده بودند و بیماریها در بدن آنها باقی مانده بود. علاوه بر این، خاکستر آلودهای که طی قرنها در سرزمینهای اطراف کوه سرخ انباشته شده بود، همچنان میتوانست خطرناک باشد. بنابراین برخی پژوهشگران معتقد بودند که سالها زمان لازم خواهد بود تا موروویند واقعاً از آثار بلایت پاک شود.
تاثیر بلایت بر طبیعت و اقتصاد موروویند
بلایت فقط مردم را بیمار نکرد؛ اکوسیستم وَردِنفِل نیز بهشدت آسیب دید. تا اواخر عصر سوم، برخی گونههای جانوری مانند کلیف استرایدرها، نیکساکسها و واردوارکها در اثر شرایط ایجادشده توسط بلایت از جزیره ناپدید شده بودند.
کشاورزی و استخراج منابع نیز آسیب جدی دید. طوفانهای بلایت محصولات کشاورزی و پوشش گیاهی طبیعی را نابود میکردند و آلودگی مناطق مختلف باعث تعطیلی برخی معادن میشد. حیوانات نیز از این خطر در امان نبودند؛ چه حیوانات اهلی و گلهای و چه حیوانات وحشی و شکارشونده.

حیواناتی که دچار آلودگی قرمز بلایت میشدند ممکن بود کنترل خود را از دست بدهند و به موجوداتی خشن و دیوانه تبدیل شوند. آنها میجنگیدند، گاز میگرفتند و تلاش میکردند هر موجود زندهای را که میدیدند بکشند. گلهداران شاهد بیمار شدن و مرگ گلههای خود بودند، شکارچیان نمیتوانستند غذای کافی پیدا کنند و بسیاری از مزارع نیز از بین رفتند.
معادن تخم کْواما بهخصوص در برابر بلایت آسیبپذیر بودند. جمعآورندگان کْواما برای یافتن غذا و منابع گاهی از کلونی خود فاصله زیادی میگرفتند و حتی تا نزدیکی حصار ارواح پیش میرفتند. اگر یکی از آنها در جریان طوفان بلایت آلوده میشد، میتوانست بیماری را با خود به کلونی برگرداند و ملکه و سایر اعضای کلونی را نیز آلوده کند.
پاکسازی یک کلونی آلوده بسیار خطرناک و پرهزینه بود، زیرا کْواماهای مبتلا، از جمعآورندگان و کارگران گرفته تا جنگجویان، بسیار خشن میشدند. معدنکارانی که وارد چنین کلونیهایی میشدند نیز خودشان در معرض ابتلا قرار داشتند. علاوه بر این، تخمهای کْوامای آلوده به بلایت غیرقابل خوردن بودند و بنابراین هر شیوع بیماری میتوانست هم نیروی کار و هم محصول یک معدن را نابود کند.
در مجموع، بلایت را باید یکی از مهمترین میراثهای حکومت و بازگشت داگوت اور دانست. داگوت اور در 2E 882 بیدار شد؛ بلایت در طول قرنهای بعد بهتدریج گسترش یافت؛ در حدود 3E 400 تهدید آن بسیار جدیتر شد؛ و سرانجام در 3E 427، همزمان با بحران وَردِنفِل و بازگشت نریوارین، به اوج خود رسید. شکست داگوت اور در همان سال سرچشمه اصلی این تهدید را از میان برد، اما آثار جسمی، زیستمحیطی و اجتماعی بلایت برای مدتی طولانی در موروویند باقی ماند.
هنوز دیدگاهی درباره این مقاله ذکر نشده است، شما اولین دیدگاه را درباره این مقاله بنویسید